عراق به ایران برای دور زدن تحریم های اقتصادی کمک می کند


عراق به ایران برای دور زدن تحریم های اقتصادی کمک می کند




روزنامه نیویورک تایمز نوشته است باراک اوباما ماه گذشته اعلام کرد یک بانک در بغداد را از هرگونه معاملات با سیستم بانکی آمریکا منع می کند. آنطور که نیویورک تایمز نوشته اقدام رئیس جمهوری ایالات متحده، تأیید یک معضل جدی در کشوری بود که نیروهای رزمی آمریکا به تازگی از آن خارج شده اند: ماههاست که دولت عراق به ایران در دور زدن تحریم های اقتصادی بین المللی علیه برنامه هسته ای آن کشور کمک می کند.

به نوشته این روزنامه معتبر آمریکایی، یک بانک کمتر شناخته شده عراق موسوم به بانک ایلاف اسلامی، تنها بخشی از شبکه مؤسسات مالی و عملیات قاچاق نفت است که به گفته مقامات فعلی و پیشین دولتهای آمریکا و عراق و کارشناسان بخش بانکی عراق، در زمانی که تحریم ها گلوی اقتصاد ایران را می فشارد، دلارهای حیاتی را در اختیار دولت تهران قرار داده است.

نیویورک تایمز نوشته  دولت آقای اوباما مایل نیست تنها هشت ماه پس از آن که آخرین نیروهای آمریکایی بازمانده در عراق آن کشور را ترک کردند، علناً با دولت نوری نوری المالکی دربیفتد. با این همه، در گفتگوهای خصوصی که میان مقامات رسمی دو کشور صورت گرفته، ایالات متحده از موارد مشخص پیوندهای مالی و لجستیکی میان تهران و بغداد گلایه کرده است. البته مقام های آمریکایی می گویند همه مراودات تجاری میان دو کشور را غیرقانونی تلقی نمی کنند؛ و قاچاق را امری کاملاً تازه نمی دانند.  در یکی از موارد اخیر، هنگامی که مقامات آمریکا دریافتند دولت بغداد به ایرانیان اجازه می دهد از آسمان آن کشور برای ارسال تدارکات به سوریه استفاده کند، آقای اوباما در تماس تلفنی با نوری المالکی، از وی گلایه کرد. پس از آن بود که هواپیماهای ایران مسیر پروازشان را عوض کردند.

دیوید کوهن، معاون وزیر خزانه داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، در پاسخ به پرسش های نیویورک تایمز بیانیه ای کتبی داد که در آن آمده است: "ایران ممکن است از طریق مؤسسات مالی عراق در صدد گریز از تحریم های غرب باشد." اما وی افزود: "ما فعالانه اقداماتی را پیگیری می کنیم که جلوی دور زدن تحریم های آمریکا و تحریم های مالی بین المللی توسط دولت تهران در عراق و جاهای دیگر را بگیریم."

پرخی از مقامات کنونی و پیشین، و کارشناسان نفتی و مالی ایالات متحده و عراق می گویند مقامات دولت عراق چشمشان را به روی ارسال پول های هنگفت به ایران، قاچاق و مبادلات دیگر با آن کشور بسته اند. آنها می گویند در برخی موارد، مقامات دولتی از جمله تعدادی از نزدیکان به آقای مالکی، مستقیماً از این فعالیت ها سود می برند. یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا که اکنون با عراق تجارت می کند می گوید دولت مالکی مستقیماً در این فعالیت ها دست دارد.

آقای اوباما با اظهار این که دست بانک "ایلاف اسلامی" را کوتاه می کند، گفت "این بانک به نمایندگی از بانک های ایرانی که به خاطر ارتباط با تولید و گسترش سلاح های هسته ای غیرمجاز تحریم شده اند، معاملاتی به ارزش میلیون ها دلار انجام داده است."

اما از زمانی که اوباما از این بانک نام برد، تنبیه در نظر گرفته شده نشان می دهد که دولت بغداد نه تنها به کمپانی ها و اشخاص اجازه دور زدن تحریم ها را داده، بلکه آنها را برای سرپیچی از تحریم ها مجازات نکرده است.

کارشناسان بانکی عراق هفته پیش گفتند که بانک ایلاف اسلامی هنوز اجازه دارد در مزایده های روزانه بانک مرکزی آن کشور – که در آن بانک های بازرگانی می توانند دینارهای عراقی خود را با دلارهای آمریکایی معاوضه کنند – شرکت کند. مزایده های بانکی راهی اساسی پیش پای ایران می گذارد تا به سیستم مالی بین المللی دسترسی پیدا کند. مقام های غربی می گویند دولت ایران در صدد است تا با تقویت ذخایر ارزی اش نرخ دلار را تثبیت کنند و هزینه وارداتش را تأمین کند.

مقام های عراقی و آمریکایی که با شیوه کار بانکهای عراق آشنا هستند می گویند مشتریان ایرانی می توانند از طریق مزایده مبالغ کلانی پول نقد بردارند؛ و آن را به بانکهای مراکز مالی منطقه ای مثل دوبی در امارات متحده عربی، یا عمان در اردن بسپرند و از آن جا به سیستم مالی بین المللی منتقل کنند.

رئیس بانک مرکزی عراق در مصاحبه ای اظهار داشته که به بانک ایلاف اسلامی اجازه داده شده تا بار دیگر در مزایده شرکت کند؛ چون مقامات بانک منکر هرگونه نقض قانون شده اند.

علی دباغ سخنگوی دولت عراق  نیز گفته دولتش قصد زیر پا گذاشتن مقررات را ندارد ولی در عین حال گفت دولت بغداد با تهران روابط نزدیکی دارد که مایل نیست قطع کند. 

در حالی که عراق تلاش کرده است مقررات سختگیرانه تری وضع کند و نقل و انتقالات غیرقانونی را ردیابی کند، دست اندرکاران صنعت بانکی عراق می گویند بانکها و مراکز حواله – یا شبکه غیررسمی مبادلات پولی  آن کشور – و مشتریان ایرانی شان راههایی برای دور زدن مقررات جدید پیدا می کنند؛ از جمله با جعل اسنادی که نقل و انتقال پول را به صورت معاملات قانونی مالی بین عراق با دیگر کشورها جلوه می دهد.   

نیویورک تایمز می نویسد به مدد درآمد فزاینده نفت، بانک مرکزی عراق اکنون در حدود ۶۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد، که در حساب هایی در بانک مرکزی آمریکا در نیویورک نگه داری می شود. اما نقل و انتقال دلارها به خارج از عراق، موجب انتقاد از بانک مرکزی و دولت عراق شده است.

اتهام دست داشتن مقامات بلندپایه دولت عراق در فعالیت های ناقض تحریم ها علیه جمهوری اسلامی، به آشفتگی سیاست عراق دامن زده، و بیشترین اثرش را روی شخص نوری المالکی گذاشته؛ چون بسیاری از مقام های عراقی می گویند هرچند بانک مرکزی ظاهرا نهادی مستقل است، اکنون آقای مالکی به طور مؤثری بر آن کنترل دارد.

به نوشته نیویورک تایمز، هر چند عراق به ایران کمک داده، تحریم ها فشار قابل ملاحظه ای بر دولت تهران داشته است. در پی دور جدید تحریم ها، صادرات نفتی ایران درحدود چهل درصد کاهش یافته؛ در حالی که صادرات نفت عراق بالا رفته است. مقامات آمریکایی می گویند اگر کمک به تهران برای عراق در اولویت قرار داشت، بغداد آنقدر مشتاق نبود که برای پر کردن جای خالی نفت ایران در بازار جهانی، تولید نفتش را بالا ببرد. با این همه کارشناسان بر این باورند که دستکم بخشی از نفت ایران برای صادرات از بنادر عراق سر در می آورد.

افغانستان: بازداشت سه ایرانی در ارتباط با حملات تروریستی


افغانستان: بازداشت سه ایرانی در ارتباط با حملات تروریستی


 اداره امنيت ملی افغانستان با انتشار بيانيه ای از عملياتی خبر داده است که به گفته آن، به وسيله نيروهای امنيتی و پليس اين کشور عليه يک گروه تروريستی پنج نفره با هويت ايرانی در ايالت نيمروز صورت گرفته است.

بر اساس اين بيانيه روز سه شنبه گذشته يک گروه تروريستی که قصد انجام يک سری عمليات انتحاری در شهر زرنج استان نيم روز و در روز استقلال افغانستان را داشته اند، مورد شناسايی و طی عملياتی از سوی نيروهای دولتی ، کشته و دستگير شده اند.


بنا به نوشته اين اطلاعيه، فرمانده گروه، ملاستار، به همراه شخص ديگری به نام عبدالله کشته شده اند و سه تن ديگر به نام های احمد رودينی، عبدالغدير براهويی(يا براحويی) و عابد جهانديده با مقاديری ابزارهای انفجاری و ۱۸ جلد پاسپورت دستگير شده اند.

اطلاعيه رياست عمومی امنيت ملی افغانستان می افزايد که اين سه تن به جرايم خود اعتراف کرده و گفته اند که شش ماه، قبل توسط ملاستار به يکی از گروه های تروريستی وابسته به کشور ايران، جذب و پس از آموزش های نظامی در ايران برای فراگيری عمليات تروريستی به پاکستان منتقل شده و در نهايت، برای انجام عمليات در نظر گرفته شده، به شهر زرنج در استان نيمروز آمده اند.

قادر حبيب، خبرنگار سرويس افغان راديو اروپای آزاد، راديو آزادی، در اين باره چنين می گويد: «اسناد مشخصی ارائه نشده اما پيش از اين مقامات محلی از بدست آمدن سلاحی ساخت ايران در مناطق غربی افغانستان و جنوب غربی افغانستان گزارش داده اند و از آن به عنوان اسناد ياد کرده اند.»

اما اين نخستين بار است که مقامات امنيتی افغان از بازداشت و دستگيری افرادی که گفته می شود که شهروند و تبعه ايران هستند، گزارش می دهند و نام اين افراد را با جزييات و مشخصات آنها و اسم و ولديت و منطقه ای که در ايران در آن سکونت داشته اند را گزارش می کنند.

در لحظات اول عمليات انتحاری که در استان نيمروز خصوصا در مرکز اين استان و در شهر زرنج صورت گرفت، و سه حمله انتحاری همزمان بود، تعداد کشته شدگان از ۱۵ نفر شروع شده و در نهايت به بيش از ۳۰ نفر رسيد.

همچنين گفته شده است که بيش از صد نفر هم در اين عمليات مجروح شده اند.

با آنکه در بيانيه رياست عمومی امنيت ملی افغانستان ، از اهداف اين گروه تروريستی سخنی به ميان نيامده، ولی معاون شورای ولايتی نيمروز، محمد نادربلوچ در گفت و گو با راديو اروپای آزاد، هدف از اين عمليات را خرابکاری در جريان ساخت و بازسازی سد کمال خان بر رودخانه هيرمند اعلام کرده است.

سد کمال خان سدی است که سال ها قبل بر روی رودخانه هيرمند احداث و در جريان جنگ های داخلی اين کشور آسيب فراوانی ديده است.

از دو سال پيش يک شرکت تاجيکستانی با عقد قراردادی ، تعمير اين سد را آغاز کرد.

اين سد سازی به دليل آنکه ميزان قابل توجهی از آب رودخانه هيرمند در استان سيستان و بلوچستان را کاهش داده يا به طور کلی قطع خواهد کرد، همواره مورد اعتراض ايران بوده است.
گفت و گو های بی نتيجه ای هم در اين باره ميان دو کشور صورت گرفته است.

رودخانه هيرمند به درياچه هامون می ريزد و منبع اصلی آب شرب و کشاورزی استان سيستان و بلوچستان محسوب می شود.

با اين حال، درياچه هامون که زمانی سومين درياچه بزرگ ايران محسوب می شد، در ده سال گذشته به دليل نرسيدن آب کافی در بيشتر ماه های سال، کاملا خشک مانده است.

مقامات افغان بارها ايران را به کارشکنی در ساخت و تعمير سد کمال خان متهم و دولت ايران همواره آن را رد کرده است.

دوست یا دشمن

دوست یا دشمن

بعد از انتصابات سال 88 خیلی خیانت دیدیم اما هیچ وقت فکر نمیکردیم کسانی که مردم دوست شان داشتند به آنها پشت کنند و بخاطر هیچ و پوچ و شنیدن وعده های الکی و شاید چند میلیونی پول یا بهتر بگم دستمزد وطن فروشی به دشمنان ایران و ایرانی بپیوندن و خیانتی دیگر را در تاریخ بزرگ ایران رقم بزنند.

ای کاش امین حیایی و الناز شاکر دوست و ... همراه این گروه خائن نبودند ای کاش خون جوانانی را که بخاطر آزادی سینما که بخشی از فرهنگ این مرز بوم هست را زیر پاهای خود له نمیکردند.

دوستی می گفت دولت هنرمندان را مجبور به آمدن در چنین مجالسی می کند اما من معتقدم که اگر ما جبر را نشکنیم آزاد نمیشویم خیلی از ایرانی ها این جبر را شکستند و الآن در زندان یا ریز خاک سرد و بی نام و نشان هستند ولی با همکاری که هنرمند نماها با دولت میکنند رنج ها و سختی ها  که بر سر دوستانمان آمده را نادیده گرفته و بی وجودی خود را ثابت کرده و حتما در چشمان ریز بین مردم کشور عزیزم به لکه ننگ مبدل گشته و مورد تحریم قرار می گیرند

مطمئن هستیم روز محاکمه ای خواهد بود و مردم خائنین را سخت مجازات میکنند.

بزرگترین و ترسناک ترین راز زندگی علی خامنه ای برملا شد

گزارشگر تلویزیون روسیه اشاره میکند که در جشن ۵۰ سالگی دانشگاه پاتریس لومومبا، معروف به دانشگاه دوستی مردم روسیه، هزاران فارغ التحصیل این دانشگاه در شهر مسکو گرد هم جمع شدند. هدف این دانشگاه که بیش از پنجاه سال پیش تاسیس شده است، تربیت "گروهی از نخبگان در سراسر جهان" است. ولادیمیر فلیپف، رئیس این دانشگاه می گوید: سی درصد از دانشجویان این دانشگاه را دانشجویان خارجی تشکیل میدهند و دانشگاه ما نه تنها در زمینه علوم سیاسی بلکه علوم انسانی "گروهی از نخبگان جهانی" را تربیت کرده و به کشورهای متبوعشان بازمیگرداند. وی افزوده است که عمده دانشجویان خارجی این دانشگاه از کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین هستند که این نخبگان می توانند با فارغ التحصیلان دانشگاه های آمریکایی و اروپایی رقابت کنند. حدود یکصد هزار فارغ التحصیل این دانشگاه در ۱۶۵ کشور جهان در حال کار و فعالیت هستند. گزارشگر تلویزیون دولتی روسیه، سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین و رئیس جمهور هندوراس را بعنوان تعدادی از دانشجویان برجسته این دانشگاه معرفی می کند.
cispress398در ادامه این گزارش عنوان می شود که "دانشگاه دوستی مردم روسیه" در سال ۱۹۶۰ یعنی دقیقا در سالی که بسیاری از کشورهای آفریقایی استقلال یافتند، تاسیس شده است. این دانشگاه برای یادگیری سایر کشورها از تجربیات اتحاد جماهیر شوروی و ارتباط هرچه نزدیکتر با این کشور ایجاد شده است. عبدالرحمن سیلا در وصف این دانشگاه می گوید: ما باید بدانیم که این یک نهاد آموزشی منحصر بفرد است. این دانشگاه از بدو تاسیس فرصتی را برای جوانان cispress397مستعد از کشورهای در حال توسعه فراهم کرد تا بتوانند از امکانات آموزشی با کیفیتی استفاده کنند. امروز هم این رویه ادامه دارد و جوانان پس از تحصیل در این دانشگاه به کشورهای خود بازمی گردند و تبدیل به "رهبران در زمینه های خاص" می گردند! وی معتقد است که جهان به این دانشگاه نیاز دارد.


این تعریف دولت روسیه از دانشگاه پاتریس لومومبا است. اما ببینیم واقعیت این دانشگاه و راز افسانه ای و ترسناک حضور سید علی خامنه ای رهبر خود خوانده مسلمین جهان در این دانشگاه چیست!؟ صبق اسناد و گزارشهای فراوان دانشگاه پاتریس لومومبا یا همان دانشگاه دوستی مردم روسیه، در سال ۱۹۶۰ با مدیریت مستقیم سازمان مخوف امنیت شوروی معروف به "کا گ ب" تاسیس شد و از همان آغاز تحت عنوان "آکسفورد تروریستها" شناخته می شد. دکتر ایلان برمن در جزوه ای تحقیقاتی تحت عنوان روسیه و خلا قدرت در خاور میانه که ژوئن سال ۲۰۰۱ منتشر کرد، دانشگاه پاتریس لومومبا را آکادمی تربیت نیروهای ضد آمریکایی برای کشورهای جهان سوم، خطاب میکند که البته بسیاری از مدیران فعلی جمهوری اسلامی از آنجا فارغ التحصیل شده اند و از جمله سید علی خامنه ای و غلامحسین محسنی اژه ای
cispress400از دیگر چهره های سرشناسی که فارغ التحصیل این دانشگاه هستند، تروریست ونزوئلایی ایلیچ رامیرز سانچز معروف به کارلوس شغال را میتوان نام برد که در حال حاضر دوران محکومیت حبس ابد را در زندانی در فرانسه می گذراند. وی یکی از بزرکترین تروریستهای تاریخ است که عملیات چریکی و تروریستی را در دانشگاه پاتریس لومومبا فرا گرفت و به ماموریتهای بین المللی اعزام شد. پدر وی یک مارکسیست معتقد بود که نام پسرش را به جهت علاقه فراوان به لنین یلیچ گذاشت که نام پدری لنین میباشد. برادران وی را هم لنین و ولادیمیر نامید

همچنین فیدل کاسترو، یاسر عرفات و هوگو چاوز از دیگر تعلیمه یافتگان این مرکز بزرگ پرورش تروریست هستند. در واقع این دانشگاه جوانان مستعد را از کشورهای آفریقایی ، آمریکای جنوبی ، خاور میانه و آسیا انتخاب کرده و به آنها بورسهای بسیار خوب دولتی می داده تا با اصول انقلابیگری مارکسیستی و ضد آمریکایی آشنا شوند و سپس به کشورها یشان بازگشته و مقدمات انقلاب را فراهم کنند ، که البته عمدتا با مبارزات چریکی و مسلحانه توأم بوده است. آموزشهای جنگ روانی، کار با انواع اسلحه، نبرد های چریکی، سازماندهی باند های سیاسی مخالف و مسلح و تصفیه حسابهای خونین پس از انقلاب از مجموعه دروس این دانشگاه به خصوص در cispress401فاصله سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ بوده است. بسیاری از انقلابهای چپگرایانه در این سالها ریشه در دانشگاه پاتریس لومومبا داشته اند. هدف نهایی ایجاد شبکه ای بزرگ از رهبران انقلابی در سراسر جهان بود که همه آنها روابط نزدیک و ویژه ای با اتحاد جماهیر شوروی داشته باشند و به این شکل بتوانند حلقه محاضره را بر کشورهای بلوک سرمایه داری یا دموکراسیهای غربی تنگ و تنگ تر کرده و به رؤیای جهان یک دست شده مارکسیستی جامه عمل بپوشانند

بزرگترین راز زندگی سید علی خامنه ای در مصرف روزانه خاویار یا بوقلمون و یا سواری بر اسبهای اصیل عربی و حیف و میل بیت المال خلاصه نمی شود. بزرگترین و ترسناکترین راز زندگی خامنه ای مربوط به دورانی است که هیچ اشاره ای به آن در زندگینامه های وی نشده است و پرده از اسرار بسیاری در خصوص ماهیت رژیم جمهوری اسلامی بر میدارد. خامنه ای در سال ۱۹۶۴ میلادی برابر با ۱۳۴۳ خورشیدی به شوروی
سفر می کند و در دانشگاه پاتریس لومومبا وابسته به سازمان امنیت شوروی به تحصیل مشغول می شود.
پرسش کلیدی اینجاست که در سالهای دهه شصت میلادی که هیچ خبری از انقلاب در ایران نبود، دلیل حضور سید علی خامنه ای در دانشگاه رسمی سازمان امنیت شوروی چه میتوانست باشد؟ آیا جز اینکه ایشان در اندیشه تبدیل شدن به جاسوس امپریالیسم شرق برای مبارزه با شاه و امپریالیسم غرب بود؟
cispress399به نظر می رسد سید علی پرچم ولایت فقیه و جانشینی برحق امام زمان را بواسطه شجره نامه ساختگی اش از دستان آن امام غایب دریافت نکرده است و این پرچم را در مرکز تربیت تروریست شوروی از دستان نمایندگان لنین و استالین گرفته است تا بتواند تیشه ای بر پیکره امپریالیسم آمریکا بزند. حالا با بر ملا شدن این راز تکلیف "ذوب شدگان در ولایت" چه می شود که به عشق وساطت مولایشان برای ورود به بهشت، خون پاکترین جوانان ایرانزمین را بر سنگفرش خیابان ها ریخته اند؟ راستی گیرم که ما دروغ می گوییم و شایعه برای مقام عظمای ولایت ساخته ایم، دولت روسیه چه دلیلی دارد که به دروغ سید علی خامنه ای را فارغ التحصیل این دانشگاه معرفی کند و چرا خامنه ای چیزی از ارتباطش با این دانشگاه و تحصیل در آن را در زندگینامه اش نیاورده است؟ خیلی دوست دارم نظر کسانی را که نه تنها نقطه سیاه ، بلکه هیچ نقطه خاکستری در زندگی خامنه ای ندیده بودند را در این مورد بدانم.

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب در دعوت همگانی به راهپیمایی ۲۵ بهمن

بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب در دعوت همگانی به راهپیمایی ۲۵ بهمن جـــرس: به مناسبت فرا رسیدن سالگرد پیروزی انقلاب و همچنین در آستانه تظاهرات ۲۵ بهمن ماه، سازمان مجاهدین انقلاب طی بیانیه ای خواستار حضور سبز مردم در یکمین سالگرد حبس خانگی غیرقانونی رهبران جنبش سبز شد.

به گزارش تارنمای «امروز»، ارگان اینترنتی سازمان مجاهدین انقلاب، در بیانیۀ این تشکل اصلاح طلب که به مناسبت سه و سومین سالگرد پیروزی انقلاب و اولین سالگشت آغاز حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد صادر شده، حضور مردم در خیابان ها "پیام آور اصلاحات برای عبور کشور از وضعیت بحرانی کنونی در عرصه داخلی و خارجی" بیان گردیده و بر عدم شرکت در انتخابات آتی تاکید شده است.

در بیانیۀ سازمان مجاهدین انقلاب آمده است: "اکنون در آستانه سالگرد دومین خیزش عظیم سبزها، در حالیکه رهبران جنبش سبز در حصر و بسیاری از فعالین سیاسی، دانشجویی، مطبوعاتی و ... در حبس های غیر قانونی هستند، حاکمیت بار دیگر به سمت برگزاری یک انتخابات نمایشی و غیر آزاد گام بر می دارد. از صحبت اخیر رهبری در نماز جمعه مبنی بر شرکت مردم درانتخابات برای برطرف شدن تهدیدها می توان عدم اعتماد به نفس و بحران مشروعیت حاکمیت بعد از سرکوبهای خرداد ۸۸ را درک کرد. همانطور که در بیانیه های پیشین سازمان، به ویژه بیانیه عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم به وضوح بدان اشاره کرده ایم، شرکت مردم در انتخابات نه تنها تهدیدهای بین المللی (تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی) را کاهش نمی دهد بلکه باعث تقویت موضع و اقدامات ماجراجویانه و ستیزه جویانه حاکمیت استبدادی در عرصه‌های داخلی و خارجی خواهد شد و آنها را به تداوم این رویکرد و مواضع تشویق و ترغیب می‌کند. در حالیکه عدم شرکت در انتخابات حاکمیت را در ادامه سیاست‌های ستیزه جویانه و جنگ طلبانه بی پشتوانه در عرصه خارجی و استبدادورزی و سرکوب در عرصه داخلی دچار تردید و بازنگری خواهدکرد."

متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم آگاه و شریف ایران
در سی و سه سال پیش، پس از سالها مبارزه، انقلابی مردمی در کشورمان در مقابله با استبداد داخلی و مداخله خارجی به پیروزی رسید و نظام " جمهوری اسلامی " را برپا ساخت. حال پس از گذشت سالها و پیمودن فراز و نشیب ها و تغییر نسلی باید از نسبت وضعیت کنونی و آرمانهای انقلاب پرسید و به ارزیابی عملکرد حاکمیت در این باره پرداخت، و اینکه آیا این کارنامه قرابتی با آنچه مردم در انقلاب می خواستند، دارد؟

اگر " قانون اساسی" را اصلی ترین دستاورد انقلاب بدانیم و آنرا به عنوان میثاق حاکمیت با ملت بپذیریم، در این سالها عملکرد حاکمیت اقتدارگرا کمترین قرابتی با بسیاری از اصول این قانون نداشته و برخی از اصول در اجرا فراموش شده است. قرائت حاکمیت از قانون اساسی دراصل " ولایت مطلقه فقیه " خلاصه شده و تمامی اصول دیگر و به ویژه فصل " حقوق ملت " در سایه این عنوان بلاموضوع شده است. بر پایه این قرائت شهروندان ایرانی به خودی و غیرخودی تقسیم شده، و هرآنکه در زمره غیرخودی ها قرار گیرد از تمام حقوق شهروندی محروم، و اگر کوچکترین انتقاد و اعتراضی کند مستحق مجازات زندان و شکنجه و تبعید و...است. و این در حالی است که ناکارآمدی حاکمیت در اداره امور، وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور را بحرانی و همه شهروندان را درگیر امور روزمره معیشتی کرده است. درعرصه سیاست خارجی نیز روز بروز بر انزوای ایران و چالش هایش با دیگر کشورها افزوده است. تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی علیه کشورمان و چنگ اندازی سایه جنگ در این فضا چشم انداز تیره و تاری را به نمایش می گذارد، و دراین شرایط کشورمان در سالروز پیروزی انقلاب روزهای خوشی را سپری نمی کند.

در خرداد 88 شهروندان برای تغییر این وضعیت اسف بار به پای صندوق های رای آمدند و انتظار داشتند که با رایشان سرنوشتشان را بسازند و راهی برای برون رفت کشور از نابسامانی ها و ناکارآمدی ها بیایند اما انجام کودتای انتخاباتی به اعتراض گسترده شهروندان منجر شد و حاکمیت بجای شنیدن فریاد معترضان بر طبل سرکوب و ارعاب کوبید و جنبش سبز از دل این حوادث روئید و رشد کرد، و با روئیدن جنبش های ضد استبدادی در کشورهای عربی طوفان تحول در منطقه براه افتاد و در 25 بهمن ماه 89 بود که سبزها به دعوت رهبران جنبش آقایان موسوی و کروبی به خیابان آمدند تا همبستگی خود را با جنبش های منطقه به نمایش گذارند و اینکه همراهیاین جنبش ها تا رفع همه نظام هایاستبدادی ادامه خواهد داشت. درعکس العمل به این حضور قدرتمند خیابانی سبزها حاکمیت اقتدارگرا به حبس خانگی رهبران جنبش سبز اقدام کرد، با این خیال خام که با قطع پیوند ایندو با بدنه جنبش می تواند به تضعیف و مهار جنبش بپردازد در حالیکه به رغم همه تمهیداتی که از سوی حاکمیت در این باره بکار بسته شده جنبش روز بروز بر عمق و گستره اش در جامعه افزوده و همچون یک موجود زنده به رشد و بالندگی خود ادامه داده و در مسیر پیروزی به پیش می رود. اجماع سبزها برای عدم شرکت در انتخابات نمایشی مجلس شاهدی براین واقعیت و نمادی از این پویایی است.

اکنون در آستانه سالگرد دومین خیزش عظیم سبزها، در حالیکه رهبران جنبش سبز در حصر و بسیاری از فعالین سیاسی، دانشجویی، مطبوعاتی و ... در حبس های غیر قانونی هستند، حاکمیت بار دیگر به سمت برگزاری یک انتخابات نمایشی و غیر آزاد گام بر می دارد. از صحبت اخیر رهبری در نماز جمعه مبنی بر شرکت مردم درانتخابات برای برطرف شدن تهدیدها می توان عدم اعتماد به نفس و بحران مشروعیت حاکمیت بعد از سرکوبهای خرداد ۸۸ را درک کرد. همانطور که در بیانیه های پیشین سازمان، به ویژه بیانیه عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم به وضوح بدان اشاره کرده ایم، شرکت مردم در انتخابات نه تنها تهدیدهای بین المللی (تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی) را کاهش نمی دهد بلکه باعث تقویت موضع و اقدامات ماجراجویانه و ستیزه جویانه حاکمیت استبدادی در عرصه‌های داخلی و خارجی خواهد شد و آنها را به تداوم این رویکرد و مواضع تشویق و ترغیب می‌کند. در حالیکه عدم شرکت در انتخابات حاکمیت را در ادامه سیاست‌های ستیزه جویانه و جنگ طلبانه بی پشتوانه در عرصه خارجی و استبدادورزی و سرکوب در عرصه داخلی دچار تردید و بازنگری خواهدکرد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در یکمین سالگرد حبس خانگی غیرقانونی رهبران جنبش سبز حمایت و پشتیبانی خود را از دعوت به راهپیمایی روز 25 بهمن شورای هماهنگی راه سبز امید در اعتراض به حبس و حصر آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد و دیگر زندانیان سیاسی ، وضعیت اسف بار اقتصادی ، استبداد حاکم و مخالفت با تشدید تحریم های اقتصادی و خطر جنگ اعلام می دارد و انتظاردارد که حضور سبز مردم در خیابان ها بتواند پیام آور اصلاحاتی برای عبور کشورمان از وضعیت بحرانی کنونی در عرصه داخلی و خارجی باشد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی(شاخه خارج از کشور)
22 بهمن 1390